بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

137

خلاصة التجارب ( طبع جديد )

مبرد بود پرهيز مىكنند . و مريض را قبل از نوبت اندك حب الشفا در عسل آب يا عسل حل كرده بايد دادن و به جاى آب گاهى عسل‌آب و گاهى شربت آب به غايت نافع آيد . و بسيار را ديدم كه قبل از نوبت به چند ساعت انگشتى چند عسل خوردند و لرز و تب كهنهء ايشان بر طرف شد . و بسيار را ديدم كه نانخواه مسحوق در عسل زده خوردند و صحت يافتند . و جندين را ديدم كه گاهى سير سبز خوردند و صحت يافتند . و چندين را ديدم كه كوكوى نانخواه خوردند و صحت يافتند . و بسيار را ديدم قبل از نوبه پلاو چرب با عسل خوردند و حب الشفا بر بالاى آن و ايشان را تب نگرفت و آب مطلقا نخوردند و صحت يافتند . و ديدم كه جهت اطفال خرد ، مرضعه چنين خورد و شير او طفل را به صلاح آورد . و غذاى جمله نخودآبى كه گوشت و پياز و نخود و برنج مساوى در آن پخته باشند و اندك زيره و گشنيز و دارچينى هم كرده مناسب بود و باشد كه به همين علاج شود . و خاييدن مصطكى كه با نان خشك على السواء سحق كرده حب ساخته باشند مقدار نخودى بر بالاى طعام مفيد آيد . حكايت : و چند صبيهء خرد را كه تب بلغمى هر روز آمدى و از چهل روز گذشته بود فرمودم كه قبل از نوبت به چند ساعت مقدار نخودى جندبيدستر ساييده خورانيدند و مكرر كردند ، صحت يافت . و مرضعهء ايشان از سردىها و دواهاى گرم پرهيز مىكردند . حكايت : و چند كودك را ديدم كه اين مرض داشتند و در ميان تب اندك فراشا و يا سرما مىشد و مدت سرماى ايشان دراز مىبود و هر نوع ايشان چيزها مىدادند نفعى نمىكرد و آخر اندك جوز بوا در عسل آب ساييده قبل از نوبت به ايشان خورانيدند و بر آب صبر فرمودند و مشغول مىداشتند ، تفاوتى در ايشان پيدا شد ؛ مكرر كردند ، نوبت ديگر صحت تمام يافتند . و در مردم بزرگ نيز آزموديم و نافع بود . حكايت : و ديدم كه چند كودك را كه غب غير خالصه داشتند مدت‌ها و نوبت ربع مىآمد و ليكن به اوقات مختلفه و مردم پنداشتند كه ربع است و من به همين نوع او را علاج كردم و صحت يافتند . و اگر چنانچه در ماده مرض حدتى يابند و طبع مريض قابل استعمال گرمىهاى بسيار نباشد از نعانع مذكور و سكنجبينات و قرص مصطكى و ماش برنج و رشته جوجه مرغ و اندك زيره و گشنيز و نخود به كار دارند . و بالجمله در حميات اطفال و كودكان به تخصيص نايبه از مراعات جانب معدهء ايشان غافل نبايد شدن و در كهنه اهتمام بيشتر بايد و با ملاحظه خلط در تقويت مزاج كوشيدن . و در لازمه رعايت جانب دل و جگر و دماغ نمودن . و در وقت كهنگى تب‌هاى نايبه ، غذاهاى رقيق نبايد دادن و تدبير لطيف نبايد كردن ؛ بلكه غذاهاى بيشتر ترياقى بايد دادن و نضج و تحليل ماده كردن و طبع را از مرض غافل ساختن تا عود به معتاد نطلبد و توسل به ادعيه و هياكل و تعويذات در بستن تب‌هاى ايشان بسى نافع آيد و مجرب است . و بر خلو معده در غير وقت حرارت تب ، آب به ايشان نبايد دادن على الخصوص در قرب نوبت . و بر پرى معده